درباره شهر عباس آباد واقع در شهرستان تنکابن استان مازندران ≈≈ ایران
مدتی میشه که همه چیز روال عادیشو میگذرونه
بجز مورد رشوه خواری که تو شهرداری و شورای شهر یه مدت ورد زبونا بوده
و بالا رفتن قیمت ها بطور اسفناک
و مسافرا که این روزا دارن از آخرین فرصت هاشون استفاده می کنن
خبر قابل توجهی نیست
دلیل اینکه این مدت پستی نزاشتم هم همین بود
بهر حال اگه کسی خبر خاصی یا نظر خاصی داره
خوشحال میشم در جریان باشم
چرا قطعی برق ؟ چرا قحطی برق؟
چرا کشوری که صادر کننده برق هست باید کمبود برق داشته باشه
اونم برای مردم خودش؟
مودام از صرفه جویی در مصرف برق صحبت میشه ، صرفه جویی چیز
بدی نیست ولی سئوال اینجاست که قطع کردن برق یک صرفه جوییه؟
توی این ایام ما حتی 3 نوبت قطعی برق در روز رو هم تجربه کردیم
آیا مسئولین فکر نکردن با این کار چقدر استحلاک وسایل برقی افزایش
پیدا میکنه یا چقدر به صنعت کشور لطمه وارد میشه؟
و چقدر از زمان کار از مردم گرفته میشه؟
آیا اینکه ما زمستون سختی رو گذروندیم دلیل خوبیه برای اینکه در
تابستون هم با کمبود برق و آب مواجه بشیم؟
چرا مسئولین همیشه یه دلیل غیرقابل قبول برای رنج کشیدن مردم
رو کاملا طبیعی میدونن؟
چرا مردمی که از تمام زوایای زندگیشون مالیات اخذ میشه از امکانات
اولیه یه زندگی عادی هم برخوردار نیستند؟
زمستون رو که با کمبود گاز مردم در رنج بودن و تابستونو با کمبود برق
و آب کسی هست که بگه پس کی مردم باید روی آرامش رو ببینند؟
آیا این آینده درخشانی بود که به ما وعده داده شده بود؟
آیا این است عدالت شما؟
ظاهرا این سئوالها هر روز داره بیشتر میشه
و همچنان کسی جوابی نداره!
تا کی ستم بر مرد خواهد کرد نامرد؟!!!
این استخر و محوطه اون هم در کنار محوطه ورزشی شایان واقع شده
جای قشنگیه و نزدیک پیست موتور سواریم هست

۸ میلیون تومان بعنوان پاداش اهدا میشه. بنظر شما این درسته !
یعنی ما اینقدر بدبخت شدیم که برد از سوریه برامون اینقدر ارزشمند بشه
بازیرو بردن ولی خوب بایدم میبردن اصلا اگه نمی بردن باید جریمه می شدن
ما همیشه سوریه رو راحت می بریم اینکه دیگه جایزه نداره!
جالبه که وقتی یکی از نوابغ ما تو المپیادهای جهانی مدال کسب میکنه هیچ ارزشی نداره
و هیچ جایزه ای بهش تعلق نمیگیره و باز جالبه بدونین که به برنده ی مدال طلای المپیاد
جهانی یک لپ تاپ داده میشه و به مدال نقره و برنز اصلا جایزه ای تعلق نمی گیره![]()
میبینین نوابغ ما ارزشی ندارن !
واقعا این مسئولین ما به کجا می خوان برسن؟؟؟؟؟
جناب آقای فرزاد ملا امرجی موفق به کسب مقام دوم جشنواره اختراعات و ابتکارات مالزی و جایزه ویژه این دوره از مسابقات شدند
ما هم به این مبتکر جوان شهرمون و همه همشهریا تبریک میگیم.
داستان این آتش سوزیا چیه ! چرا دست از سر شهرمون بر نمی داره!
اینا جملاتیه که این روزا زیاد میشه شندید.
بازم یه آتش سوزیه دیگه . و ایندفعه یه خونه حوالی پل کاظم رود طعمه ی حریق شد.
این داستان آتش سوزیا دیگه داره واقعا عجیب میشه
بنظر شما دفعه بعد نوبت کجاست؟؟؟
اولین پیست موتورسواری شمال کشور در مراسمی باشکوه در زمینی واقع در اسبچین (از روستاهای منطقه عباس آباد) با حضور پریچهره مدیر کل تربیت بدنی استان،شهردار سلمانشهر، شهردار عباس آباد، رئیس تربیت بدنی تنکابن، محمود عظیمی مدیریت مجتمع تفریحی شایان و .... افتتاح و شروع بکار کرد.
مجتمع تفریحی شایان که پیست موتورسواری جزئی از پروژه ی بزرگ آن می باشد، درست در کنار محوطه ی استخر مجموعه شایان واقع است. پیست موتور سواری در اردیبهشت ماه (87) افتتاح شد، و امیدواریم بزودی شاهد افتتاح و راه اندازی باقی قسمت های مجتمع باشیم.

دیگه هیچکس نمی تونه فک کنه تصادفی بوده دوباره یه آتیش سوزی تو بازار شهر
یعنی این تصادفیه؟؟؟؟؟؟؟ اگه تصادفی باشه که واقعا تصادف عجیبیه.
منکه دارم دیگه فک میکنم تو شهر یه خبریه !

مدتیه که ما از نعمت بارون محروم شدیم. نعمتی که همیشه خداوند بی دریغ بهمون هدیه می کردو ما قدرشو نمی دونستیم. شهر ما یا بهتر بگم استان ما همیشه منطقه بارون خیزی بوده . ولی حالا مدتیه که آسمون فقط بغضشو نشونمون میده. شاید واسه اینه که بدونیم بغضی که نترکه یعنی چی!

بیا باران
بیا که برای آمدنت دستها رو به آسمانند
بیا که قلبها در انتظار توست
همراه طبیعت که دوباره توی بهار تازه میشه قسمتی از بازار شهر هم از نو بازسازی میشه
اینا عکسای همون مغازه هایین که اواخر سال ۸۶ سوخته بودن حتما یادتون هست
عکسای بعد از آتیش سوزیم تو پستای پایینی هست
مثل دفعیه پیش این عکسارم یکی از همشهریا فرستادن
اگه میخواید عکسارو بزرگ ببینید کافیه روشون کلیک کنید
این مطلب در مورد اون سالن ورزشی که ظاهرا قرار نیست به این زودیا کارش تموم بشه
ولی سئوال اینجاست که چرا ساخت این باشگاه نباید به پیمانکارای بومی منطقه داده میشد چرا یه آملی اگر پیمانکار بومی بود شاید تا حالا کار ورزشگاه تموم شده بود.

این عکسو یکی از همشهریا فرستادن
خدا وجود دارد درست مثل مطلب این پست که این زیره
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند 'آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند مشتري گفت دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد.