تبليغاتX
عباس آباد شهر من

عباس آباد شهر من

درباره شهر عباس آباد واقع در شهرستان تنکابن استان مازندران ≈≈ ایران

 
سلام

مدتی میشه که همه چیز روال عادیشو میگذرونه

بجز مورد رشوه خواری که تو شهرداری و شورای شهر یه مدت ورد زبونا بوده

و بالا رفتن قیمت ها بطور اسفناک

و مسافرا که این روزا دارن از آخرین فرصت هاشون استفاده می کنن

خبر قابل توجهی نیست

دلیل اینکه این مدت پستی نزاشتم هم همین بود

بهر حال اگه کسی خبر خاصی یا نظر خاصی داره

خوشحال میشم در جریان باشم

 
نوشته شده توسط شیما در شنبه دوم شهریور 1387

 لينك مطلب      

چرا قطعی برق ؟ چرا قحطی برق؟

 

چرا کشوری که صادر کننده برق هست باید کمبود برق داشته باشه

اونم برای مردم خودش؟

مودام از صرفه جویی در مصرف برق صحبت میشه ، صرفه جویی چیز

بدی نیست ولی سئوال اینجاست که قطع کردن برق یک صرفه جوییه؟

 

توی این ایام ما حتی 3 نوبت قطعی برق در روز رو هم تجربه کردیم

آیا مسئولین فکر نکردن با این کار چقدر استحلاک وسایل برقی افزایش

 پیدا میکنه یا چقدر به صنعت کشور لطمه وارد میشه؟

و چقدر از زمان کار از مردم گرفته میشه؟

 

آیا اینکه ما زمستون سختی رو گذروندیم دلیل خوبیه برای اینکه در

تابستون هم با کمبود برق و آب مواجه بشیم؟

 

چرا مسئولین همیشه یه دلیل غیرقابل قبول برای رنج کشیدن مردم

 رو کاملا طبیعی میدونن؟

 

چرا مردمی که از تمام زوایای زندگیشون مالیات اخذ میشه از امکانات

 اولیه یه زندگی عادی هم برخوردار نیستند؟

 

زمستون رو که با کمبود گاز مردم در رنج بودن و تابستونو با کمبود برق

و آب کسی هست که بگه پس کی مردم باید روی آرامش رو ببینند؟

آیا این آینده درخشانی بود که به ما وعده داده شده بود؟

 

آیا این است عدالت شما؟

 

ظاهرا این سئوالها هر روز داره بیشتر میشه

و همچنان کسی جوابی نداره!

 

تا کی ستم بر مرد خواهد کرد  نامرد؟!!!

 
نوشته شده توسط شیما در دوشنبه هفتم مرداد 1387

 لينك مطلب      

 محوطه اطراف و درون استخر در حال کامل شدن برای تبدیل این مکان به یه تفرجگاه هست

این استخر و محوطه اون هم در کنار محوطه ورزشی شایان واقع شده

جای قشنگیه و نزدیک پیست موتور سواریم هست

استخر(عباس آباد)www.abbasabad.blogfa.com

 
نوشته شده توسط شیما در دوشنبه هفدهم تیر 1387

 لينك مطلب      

چندروز پیش تو خبرها اعلام شد که به هریک بازیکنای تیم ملی فوتبال برای برد مقابل سوریه

 ۸ میلیون تومان بعنوان پاداش اهدا میشه. بنظر شما این درسته !

یعنی ما اینقدر بدبخت شدیم که برد از سوریه برامون اینقدر ارزشمند بشه

بازیرو بردن ولی خوب بایدم میبردن اصلا اگه نمی بردن باید جریمه می شدن

 ما همیشه سوریه رو راحت می بریم اینکه دیگه جایزه نداره!

جالبه که وقتی یکی از نوابغ ما تو المپیادهای جهانی مدال کسب میکنه هیچ ارزشی نداره

 و هیچ جایزه ای بهش تعلق نمیگیره و  باز جالبه بدونین که به برنده ی مدال طلای المپیاد

جهانی یک لپ تاپ داده میشه و به مدال نقره و برنز اصلا جایزه ای تعلق نمی گیره

میبینین نوابغ ما ارزشی ندارن !

 واقعا این مسئولین ما به کجا می خوان برسن؟؟؟؟؟

 
نوشته شده توسط شیما در شنبه یکم تیر 1387

 لينك مطلب      

 

جناب آقای فرزاد ملا امرجی موفق به کسب مقام دوم جشنواره اختراعات و ابتکارات مالزی و جایزه ویژه این دوره از مسابقات شدند

ما هم به این مبتکر جوان شهرمون و همه همشهریا تبریک میگیم.

 
نوشته شده توسط شیما در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387

 لينك مطلب      

 

داستان این آتش سوزیا چیه ! چرا دست از سر شهرمون بر نمی داره!

اینا جملاتیه که این روزا زیاد میشه شندید.

بازم یه آتش سوزیه دیگه . و ایندفعه یه خونه حوالی پل کاظم رود طعمه ی حریق شد.

این داستان آتش سوزیا دیگه داره واقعا عجیب میشه

بنظر شما دفعه بعد نوبت کجاست؟؟؟

 

 
نوشته شده توسط شیما در چهارشنبه هشتم خرداد 1387

 لينك مطلب      

 

اولین پیست موتورسواری شمال کشور در مراسمی باشکوه در زمینی واقع در اسبچین (از روستاهای منطقه عباس آباد) با حضور پریچهره مدیر کل تربیت بدنی استان،شهردار سلمانشهر، شهردار عباس آباد، رئیس تربیت بدنی تنکابن، محمود عظیمی مدیریت مجتمع تفریحی شایان و .... افتتاح و شروع بکار کرد.

مجتمع تفریحی شایان که پیست موتورسواری جزئی از پروژه ی بزرگ آن می باشد، درست در کنار محوطه ی استخر مجموعه شایان واقع است. پیست موتور سواری در اردیبهشت ماه (87) افتتاح شد، و امیدواریم بزودی شاهد افتتاح و راه اندازی باقی قسمت های مجتمع باشیم.

 

 پیست موتور سواری عبای آباد

 

                   ببخشید که عکس بدرد بخوری نتونستم بگیرم

 

 
نوشته شده توسط شیما در چهارشنبه یکم خرداد 1387

 لينك مطلب      

باز هم آتیش سوزی

دیگه هیچکس نمی تونه فک کنه تصادفی بوده  دوباره یه آتیش سوزی تو بازار شهر

یعنی این تصادفیه؟؟؟؟؟؟؟ اگه تصادفی باشه که واقعا تصادف عجیبیه.

منکه دارم دیگه فک میکنم تو شهر یه خبریه !

 

 
نوشته شده توسط شیما در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

 لينك مطلب      

 

مدتیه که ما از نعمت بارون محروم شدیم. نعمتی که همیشه خداوند بی دریغ بهمون هدیه می کردو ما قدرشو نمی دونستیم. شهر ما یا بهتر بگم استان ما همیشه منطقه بارون خیزی بوده . ولی حالا مدتیه که آسمون فقط بغضشو نشونمون میده. شاید واسه اینه که بدونیم بغضی که نترکه یعنی چی!

 

بیا باران

بیا که برای آمدنت دستها رو به آسمانند

بیا که قلبها در انتظار توست

 
نوشته شده توسط شیما در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387

 لينك مطلب      

 

همراه طبیعت که دوباره توی بهار تازه میشه قسمتی از بازار شهر هم از نو بازسازی میشه

  اینا عکسای همون مغازه هایین که اواخر سال ۸۶ سوخته بودن حتما یادتون هست

عکسای بعد از آتیش سوزیم تو پستای پایینی هست

مثل دفعیه پیش این عکسارم یکی از همشهریا فرستادن

   

  

اگه میخواید عکسارو بزرگ ببینید کافیه روشون کلیک کنید

 
نوشته شده توسط شیما در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387

 لينك مطلب      

 

این مطلب در مورد اون سالن ورزشی که ظاهرا قرار نیست به این زودیا کارش تموم بشه  زمین این باشگاه رو یه پیرزن خییر به آموزش و پرورش اهدا کرده تابچه های عباس آباد از اون استفاده کنن هر موقع یه بودجه میاد واسه این باشگاه  پیمانکارای آملی میان یه دستی به سر و روش  میکشن و میرن. فکر می کنم مردم این منطقه به اندازه کافی از آمل بابلیا دلخور باشن. ولی از اونجایی که این پروژه دست نوسازی استانه پیمانکارارو اونا تعیین میکنن.

ولی سئوال اینجاست که چرا ساخت این باشگاه نباید به پیمانکارای بومی منطقه داده میشد چرا یه آملی اگر پیمانکار بومی بود شاید تا حالا کار ورزشگاه تموم شده بود.

این عکسو یکی از همشهریا فرستادن

 
نوشته شده توسط شیما در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387

 لينك مطلب      

 

خدا وجود دارد درست مثل مطلب این پست که این زیره

 

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند 'آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند مشتري گفت دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد.

 

 

 
نوشته شده توسط شیما در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387

 لينك مطلب